تاریخ،تمدن،فرهنگ و ادب عامه ایرانزمین
 مروری مختصر بر سیر تدفین در ایران:

مروری مختصر بر سیر تدفین در ایران :

    «بعد از صیانت نفس ، بزرگترین مسئله زندگی بشر در طی تاریخ ، نحوه «گذراز زندگی » بوده است. با خود می گفته : اکنون که هستند باید به هر قیمت که شده بکوشم تا این هستی را از دست  ندهم . و چون می دانسته است که بقای عمر به مفهوم مادی و خاکی آن امکان پذیر نیست،چاره کار را در نوعی ادامه مجازی و معنوی جسته است. مثلاًگمان می کرده است که اگر اثری بعد از مرگ او به یادگار ماند ، اورا در اذهان آیندگان «حاضر»نگه خواهد داشت ،و اندکی از نیستی او را ترمیم خواهد کرد.

    بشر می خواسته است که حضور و رد پای او از خاک محو نشود،افتراق از جسم ،همواره برای او حالتی درد ناک و مشگل بوده است . فلسفه ایجاد مومیائی، نقش و نقر، بقعه و بنای یادگار و نیز رسم خاک کردن آلات جنگ ، آلات زینت و جواهر مُرده به همراه ، همه از این مشغولی انسان برای حفظ پیوند با جسم با دنیای خاکی سرچشمه گرفته است. اعتقاد به معاد جسمانی و بهشت (خُلد = سرای جاودانگی ) تظاهر دیگری از این اندیشه است. همینگونه است ایجاد آثار و بناهای که به باقیات و صالحات معروف هستند .»*

    نمونه بارز دیگری از تجلی این آرزو« میل به جاودانگی و پایداری»ساخت بقعه و آرامگاه و نصب سنگ مزار بر گورهای اموات است. زیرا تا زمانی که گور و سنگ او محفوظ باشد ، او نیز در خاطر زندگان و مواریث ، زنده و حاظر و ناظر می باشد.

    قدیمی ترین نحوه تدفین که در روایات و تاریخ سراغ داریم« تدفین هابیل » است. هابیل و قابیل هر دو از فرزندان حضرت آدم می باشند ، و این دو بر سر موضوع قبول« قربانی و نذری» اختلاف پیدا کردند تا اینکه هابیل توسط برادر خود قابیل ، کشته می شود . قابیل در اندیشه انهدام و پنهان کردن جسد هابیل بود تا اینکه خداوند ،توسط « غراب » (کلاغ ) نحوه تدفین را به او آموخت . ....

    .... در پانصد هزار سال قبل در نزد جانوران شبه انسان از قبیل "  pithecan throusپیتکانتروس" اندیشه دینی تکوین نیافته بود ، زیرا از مطالعه سنگ چخماق و حربه های نوک تیز می توان به میزانی از هوش وعقل آنها سنجید ، ولی نه به آن حد بود که بتوان گفت دین و مذهب داشته اند .

    انسانهای ملقب به " نئاندرتال neander thal " که پس از یک دوره فترت طولانی ناگهان به ظهور رسیدند، مابین صد هزار سال پیش از این می زیسته اند.آنها اموات را در مقبره هایی  به خاک می سپردند و گاهی تخته سنگهای با فاصله روی جسد قرار می دادند ، تا آنرا از فشار خاک حفظ کند . مقبره ها درهمان غارهایی که افراد خانواده زندگی می کردند و نزدیک اجاق تعبیه می شد ، مسلماً به این امید که حرارت حیات به لاشه افسرده زیر خاک منتقل گردد. از ملاحظه برخی آثار و اشیاء که در قبور یافت شده ،می توان به نوع اعتقاد آنها پی برد ، آنها صرفاً می پنداشته اند که اموات نوعی حیات جسمانی مرموز و نامعلوم دارند.

    چون در گذرازمراحل تاریخ مراسم و رسم تدفین کامل تر و درعین حال پیچیده تر       می شود در نزد انسانهای اولیه – در حدود 25 هزار سال قبل که از آن به دوره کرومانیون تعبیر  می کنند – در امر دفن اموات متضمن برخی اعتقادات ضمنی ایشان نیز بوده است، آنها با آداب خاصی مرده را در نزدیکی پناهگاههایی که در زمان حیات به سر می برده است ، زیر خاک می کرده اند .و درآن گودال آلات و افزارهای سنگی و زیور آلات و اغذیه های مختلفی ، همه را برنگ قرمز که در حقیقت علامت و رمز «خون او»بوده است ، رنگین می ساخته است . واز آنجا معلوم می شود که آنها کمابیش عقیده ای داشتند که« مرده به یک معنی در عالم خاک دارای حیات است."»

    مقارن پایان عصر یخبندان ،به دوران سنگ های صیقلی می رسیم ... در این دوره بناها و قبور سنگی به چشم می خورد . بهترین نمونه این آثار« دلمن ها » است. این قبر ها از تخته سنگهای بزرگی که« منیرmenhi» نامیده می شود و به طرز عمودی کار گذاشته می شود  و سنگی به منزله بام روی آنها قرار می دادند ،تشکیل می یافته است... آثار ی از این مقابر بدست آمده است ، همزمان بودن تمدن ها ی صیقلی را با ایستگاه های دریائی ثابت می کند ...

سیر تدفین در ایران :

         

 فکر و اندیشه زندگی مجدد و مرگ یکی از ابتدائی ترین و نخستین ترین اندیشه های فلسفی ایرانیان بود ،به مرگ می اندیشیدند و آنرا نوعی تولد پنداشته اند و از این رو در گذشتگان را به شکلی که کودک در شکم مادر دارد ، با پاها و دستهای جمع شده بر روی سینه به خاک       می سپردند ، تا به همان گونه که به این دنیا آمده اند به آن دنیا بازگردند .

گورهای سیلک کاشان :

     مرده به طرز جمع شده ای در گور دفن می کردند . در همان مکانها ،اتاقها ،کف غار ها و جاهایی که زندگی می کرده اند ، مرده را دفن می کردند . و از این جهت صرفه و بهره ایی بوده است که عایدشان می شده است. چون معتقد بودند که روح متوفا نیز می تواند از خوراک و وسایل ، ابزار و دیگر حوائج زندگی کننده و در جمع زندگان به اشتراک زندگی نماید.

    اما بعد ها پندارها ،افکار و عقاید دیگری به وجود آمد، که به موجب آن مردگان را در جاهای زندگی زندگان ، دفن نمی کردند . و شاید هم این موارد ، ترس از مردگان بود که به تدریج ریشه گرفت ، پس بر این مبنا ، به انباشتن گورها ی مردگان خود از وسایل زندگی و خوراک پرداختند .

تدفین در زمان ماد و هخامنشی :

          دکتر ویلسن می نویسد : « تعدادی از مقابر زمان ماد ها که در صخره ها تعبیه شده است ، درنقاط مختلف ایران کشف شده که مهمترین و بهترین آن « داود دختر » است که در نزدیکی حجاری کورانگون یا (کوه رنگان ) قراردارد ، از خصائص مهم این قبر ، ستو نهای بزرگ حجاری شده کنگره هایی است که در بالای آن تراشیده شده است. این گور دخمه ،در جنوب شرقی سر پل ذهاب (حدوداً 2/5 کیلومتری شهر کرمانشاه به سر پل ذهاب )، بر سینه ی کوه کل داود قرار گرفته است . این مقبره دارای ایوانی در جلو، مدخلی در وسط ضلع روبرو و در دو طرف ورودی مقبره ، بقایای دو پا ستون و دو سرستون سنگی دیده می شود .

    2- دومین گور دخمه های مادی در ناحیه سکاوند (15 کیلومتری بین غرب و جنوب غربی هرسین باختران ) می باشد . که در این منطقه سه 3 اثر صخره ای در کنار یکدیگر از دوره مادها شناسایی شده اند . که دخمه سومی از دوگور دخمه دیگر مرتفع تر می باشد . در بالای ورودی این گور دخمه ، مردی که از وضع لباس مادی تشخیص داده می شود ، در حال نیایش دست ها را به طرف بالا گرفته حجاری شده است. درمقابل او مشعلی در حال سوختن است و پس از آن یک آتشدان دیده می شود . در طرف راست آتشدان تصویر یک شخص دیگر دیده می شود. این گور دخمه از طرف هرتسفلد استودان ارزیابی شده و تاریخ آن را 521 پ. م عنوان نموده است.

    3- سومین گور دخمه مادی در سراب صحنه (60 کیلومتری شهر کرمانشاه بر سر راه همدان به کرمانشاه )کنده شده است.

گور دخمه های هخامنشی :

    آرامگاههای صخره ای هخامنشی بر خلاف آنچه به مادها منسوب است از نظر شکل ظاهری یکسان می باشند . نمای آنها نشانگر تصویر ی است که از 3 سه بخش تشکیل یافته و یکی بر بالای دیگری حجاری شده اند . ظاهرآنها عموماً شبیه صلیب یونانی بوده و بلندیشان از 24 متر تجاوز نمی کند . بخش زیرین این آرامگاهها بصورت متوازی الاضلاع تراشیده شده و هیچگونه تزئین یا کنده کاری در آن صورت نگرفته است. دو بخش دیگرروی هم رفته نمای بیرونی کاخ را نشان     می دهند . این نما در زیر رواقی دارد ، بعبارت دیگر خط افقی صلیب بعنوان ایوان ستوندار کنده شده است ، سر ستونها به شکل با لا تنه دو گاو هستند که بصورت پشت بهم کرده به معرض نمایش قرار داده شده اند . و بر بالای آنها یک سکوی قرار گرفته است.

    بیشتر آرامگاههای صخرهای پادشاهان هخامنشی در نقش رستم قرار داشته و نخستین نمونه آن آرامگاه داریوش است که در زمان های بعد ، در ساختن سایر گور دخمه ها ی هخامنشی از آن تقلید کرده اند . سقف اتاق آرامگاهها بصورت شیروانی تراشیده شده که از لحاظ روش معماری ، پوشش آرامگاه کوروش و آرامگاه گور دختر و پوشش قبر های گورستان B تپه سیلک را به خاطر آورده و قابل مقایسه با آنها می باشد.

    نقش رستم به فاصله چند کیلومتر از نقش رجب واقع شده و در قسمت با لای دامنه کوه حسین ، آرامگاههای پادشاهان هخامنشی در دل سنگ کنده شده است . که آرامگاههای فوق مربوط به داریوش اول (485-521ق م) خشایارشای اول (465-485 ق م ) اردشیر اول ( 424-465 ق .م)و داریوش دوم (405-424 ق.م) بوده و تمام این دخمه ها از روی یک نمونه ساخته شده اند.

    آرامگاههای اردشیر دوم (361 – 405 ق. م ) و اردشیر سوم (338-361 ق. م ) مانند دخمه هایی در بالا ی تخت در دامنه کوه رحمت ،کنده شده و در داخل اتاق آرامگاه اردشیر دوم،دو قبر سنگی و در اتاق آرامگاه اردشیر سوم سه 3 قبر سنگی موجود است . و در جنوب تخت جمشید،داریوش سوم قرار دارد که نا تمام مانده و فقط قسمت با لای آن نقش شاه را مقابل آتشدان نشان می دهد . بقیه آرامگاه با وضع نتراشیده و نا تمام باقی مانده است. احتمال دارد که مشغول ساختن آرامگاه بوده اند که حملات اسکندر به ایران موجب توقف کار گردیده است.

تدفین در دوره اشکانیان :

           با توجه به طرز تدفین و آداب و مراسم گوناگون و تنوع آرامگاههای پارتی که در نقاط مختلف مشاهده شده است ، چنین استنباط می شود:

الف )پارتیان اجساد خود را به طرف صورت دفن می کردند و همراه جسد نیز اشیائی هدیه می شد.

ب) اجساد خود را هم به صورت منفرد و هم به صورت خانوادگی به خاک می سپردند .

ج)برای دفن اجساد خود جهت خاصی را مراعات نمی کردند .

د)اشیائی که همراه جسد به خاک سپرده شده بیشتر متعلق به زندگی روزمره و یا حرفه ای متوفی بوده است.

ه)اشیای  هدیه شده به جسد اکثراً خارج از تابوت قرار داده می شد.

و)پارتیان اجساد را هم در درون تابوت و هم در درون خاک و هم در گور های سنگی دفن می کردند.

ز)اجساد پارتیان هم به صورت کشیده و هم به صورت جمع شده و هم بصورت طاقباز دفن شده اند.

 تابوتهای سفالی لعابدار دوره پارتیان :

    این تابوتها ، در عین حال مهمترین نمونه سفالسازی دوره پارتی به شمار می روند. از بررسی های انجام شده بر می آید که اشکانیان مردگان خود را در تابوت های سفالی نیز دفن     می کرده اند . تا بوتهای سفالی پارتی دارای سر پوش بوده و با تصاویر و طرح های تزئینی از: گل و گیاه مو و نخل و گاه تصاویر آدمی از ، زنها و سر بازها و رقاصه ها  تزئین می شده است. دو نوع تابوت سفالی می ساخته اند ،یکی شبیه حمام دستی (وان) بوده است ، و دیگری شبیه کفش راحتی می باشد . و از سر پهن آن مرده را درون تابوت می گذاشتند و داخل آن می نمودند . جسد کودکان را در سبو های سفالی دهان گشاد می نهاد ه اند .

 تدفین در دوره سا سا نیان :

          در دوره ساسانی دین رسمی ، زرتشتی بوده و در گذشتگان و مردگان خود را برابر با آیین زردشتی در کمر کوه در آرامگاه های صخرهای بنام «استودان » دفن می کردند . در گذشتگان زردشتی را نه می توانند بسوزانند و نه به خاک بسپارند و نه به آب افکنند ،زیرا تماس با آب و آتش و زمین ، که به عنوان عناصر مقدس تلقی می شوند ، باعث آلودگی آنها می شوند.

    از همان ابتدا اجساد درگذشتگان را درون گودالهایی در محل های مناسب ،یا بر بالاترین و دورترین جاها قرار می دادند . (این مکانها ی مرتفع و مخصوص جایگاه مردگان برجهای خاموشان نیز نامیده می شد که هنوز هم نظائر آنها در کرمان ،و یزد و حتی در جنوب تهران (کوه بی بی شهر بانو ) دیده می شود. )

    این اجساد را در برابر پرندگان لاشخور و سگهای گوشتخوار به عبارت بهتر در معرض هوای آزاد  قرار می دادند. پس از اینکه گوشتها از استخوانها جدا شد ، استخوانها را که زیر آفتاب خشک شده بود جمع می کردند ،تا در پنا هگاههایی بنام «استودان »که در جدار کوه بود، بگذارند . البته قرار دادن اجساد در دخمه ها یا در برج های خاموشی مربوط به دوره بسیار جدیدتر است.

  تهیه ،تنظیم و تحقیق :            علیرضا حصار نوی

                                          میراث فرهنگی گرگان

تابستان۷۵

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا حصارنوی در جمعه هفدهم مهر 1388  |
 
 
بالا