ادبيات ايران پيش از اسلام-بخش:سه دیگر
ادبيات ايران پيش از اسلام-بخش:سه دیگر
د. ادبيّات اوستايي. . زبان اوستايي كه در ايرانويج * ، سرزميني از نواحي شرق ايران (احتمالاً خوارزم، يا مرو و يا بلخ)، بدان سخن ميگفتهاند (آموزگار و تفضّلي، ص 21ـ23) زباني است كه كتاب ديني زردشتيان، اوستا ، بدان نوشته شده
است. از اين زبان جز كتاب اوستا و آثار وابسته به آن اثر ديگري برجاي نمانده است. قديمترين آثار اين زبان به سدههاي دهم.- هشتم ق.م تعلّق دارد، امّا به سبب اهمّيّت سنّت شفاهي، كتاب اوستا تا سدة چهارم.م مكتوب و مدوّن نشده بود. در اين تاريخ، مقارن پادشاهي شاپور ساساني (309ـ379 م) (كلنز، همانجا)، و پس از رسميّت يافتن دين زردشتي، اين مجموعه با خطّي مخصوص به نام «ديندبيري» (=.خطّ ديني)، كه به همين منظور از روي خطّ فارسي ميانة كتابي و خطّ پهلوي زبوري ابداع شده بود، با تلفّظ موبدان اواخر دورة ساساني به كتابت درآمد (نك: اوستايي، خطّ و زبان * ).
اوستا يي كه امروز در دست است و به صورت دست نوشته از 1278م به بعد استنساخ شده است (گرشويچ، همان، بند. 17 ) در حدود يك سوم يا يك چهارم اوستاي دورة ساساني است. اوستا ي مكتوب روزگار ساسانيان، بنابر كتاب دينكرد (كتاب 8 ، فصل 1 ، بند 17-7 ) در 21 نَسْك (=.باب) تدوين شده بود. اين كتاب تأليف عظيمي بود، دربر دارندة مطالبي دربارة پيدايش جهان و رستاخيز، نجوم و پزشكي، زندگي زردشت و تاريخ انسان، حماسهها و اسطورههاي كهن و مجموعهاي از دانستنيهاي گوناگون. همة اوستا از نظر زبان يكدست نيست. اين تفاوت را ميتوان ناشي از اختلاف گويشي يا قدمت بعضي از بخشهاي آن دانست.
متنهاي اوستايي را براساس قدمت زباني و ويژگيهاي دستوري و زبانشناختي و نيز از ديدگاه آموزههاي بنيادي و محتواي مذهبي ميتوان به دو دستة اوستا ي گاهاني و اوستا ي متأخّر بخش كرد:
1. اوستا ي گاهاني.. متنهاي گاهاني، كه در حدود يك ششم از اوستا ي موجود را دربر ميگيرد، تنها مأخذ معتبر درخصوص زندگي زردشت است و در مجموع آموزة خالص بنيانگذار آن را باز مينمايد. اوستا ي گاهاني شامل اين بخشهاست:
الف. گاهان ( گاتها يا گاثاها ) قديمترين بخش اوستا ظاهراً سرودة خود زردشت مشتمل بر هفده سرود است كه در اوستا ي كنوني جزئي از يسنا * ست. اشعار گاهان هجايي است و از نظر ساختماني با اشعار ودايي مشابهت دارد. متأسّفانه ناآشنايي كامل با انديشههاي زردشت (مانند رابطة خاصّ انسان و داناي همه چيز)، مشكلات دستوري (صرفي و نحوي)، ابهامات واژگاني و پيچيدگي زبان شعر موجب شده است كه اوستاشناسان در فهم و ترجمة گاهان با دشواري مواجه شوند. ترجمة گاهان به زبان فارسي ميانه (=.پهلوي) نيز كمك چنداني به فهم بهتر آن نميكند. به نظر گرشويچ (همان، بند. 23 )، به رغم اين دشواريهاي زباني، عقايد رفيع و والاي زردشت از ميان اين اشعار غنايي ديني،كه براي بيان انديشههاي روشن و انساني و تحوّلي در انديشه، در قالبي زيبا و لطيف سروده شده، مشهود است. گاهان را به پنج «گاه» (=.بخش) تقسيم كردهاند و هر «گاه» داراي فصلهايي به نام «ها » است.
ب. «يسنهاي هفتها».. اين بخش، كه به نثر است و پس از گاهان قديمترين بخش اوستا را شامل ميشود، «يَسْنهاي هَپْتَنگهايْتي » يا «يَسْنهاي هفت فصل» نيز ناميده ميشود و مشتمل بر يَسْنْهاي 35 تا 41 است.
ج. دعاهاي يسن 27 . در اين بخش از اوستا ي گاهاني متن دعاهاي معروف زردشتي نظير اَهُونَوَر ، اَشِمْ وُهُو و يِنْگهِه هاتام آمده است.
2. اوستا ي متأخّر.. اين بخش از اوستا تقريباً پنج ششم تمامي كتاب مقدّس زردشتيان را دربر ميگيرد و اوستاي جوان نيز ناميده ميشود. در اين بخش، گرچه دشواريهاي زباني كمتري وجود دارد، لكن با اشكالات بسياري در فهم متن روبهرو ميشويم كه حاصل تلفيق عقايد پيش از زردشت با گفتههاي او و جذب عناصري از آيينهاي گوناگون در دين زردشتي به سبب گسترش آن در نواحي مختلف ايران است. اوستا ي متأخّر بازنماي دين زردشتي متأخّر و به طور كلّي نمايندة تفكّر مذهبي ايران پيش از اسلام است. دربارة تاريخ تأليف و تدوين آن نميتوان به يقين سخن گفت. امّا احتمال دارد كه يَشْتهاي كهن، يعني قديمترين بخش اوستا ي متأخّر، به سدة هشتم يا نهم ق.م تعلّق داشته باشد (بويس، تاريخ آيين زردشتي ، ج. I ، ص 19 ). اوستا ي متأخّر بخشهاي زير را شامل ميشود كه از آن ميان فقط ارزش ادبي يشتها را با گاهان ميتوان سنجيد و ديگر بخشهاي آن ارزش ادبي چنداني ندارد:
الف. يَسْنا .. يسن به معني «ستايش و نيايش»، مشتمل بر دعاها و سرودهاي ديني و ذكر ايزداني كه براي شركت در مراسم يَسْنَه يا يسنا خوانده ميشوند و نثارهايي كه به آنان تقديم ميشود. اين بخش از 72 «ها» (=.فصل) تشكيل شده و هر «ها» شامل بندهايي با اندازههاي متفاوت است. گاهان و «يسنهاي هفتها» در ميان يسنها جاي دارند؛ از اينرو، اين بخش 48«ها» را دربر ميگيرد.
ب. ويسْپْرَد * . به معني «همة ردان =.سروران)»، شامل 24 «كرده» (=.فصل) و مطالب آن اغلب برگرفته از يَسْنها و مكمّل آنهاست. كه به خصوص در اعياد مذهبي مانند گاهنبارها (=.جشنهاي فصلي) خوانده ميشود.
ج. خُرده اوستا * . اين مجموعه، كه اوستاي كوچك نيز ناميده ميشود، دربر دارندة دعاها و نيايشهاي كوتاه مخصوص دينور زردشتي دربرابردعايخاصّ روحانيان است. آذربادمَهْرَسْپندان، موبد موبدان زمان شاپور دوم ساساني، اين مجموعه را مدوّن كرد و مهمترين بخشهاي آن عبارت است از: نيايش، سي روزه و آفرينگان يا دعاهايي كه همراه با اهداي نذورات خوانده ميشود (تفضّلي، ص 43).
د. ونديداد * . صورت قديمتر واژة ونديداد، ويديوداد به معني «قانون جدايي و دوري از ديوان» است. اين كتاب در 22 فَرگَرْد (=.بخش) تدوين شده و در حقيقت رسالة عمليّهاي است به صورت پرسش و پاسخ (اهورَمزدا به پرسشهاي زردشت پاسخ ميدهد). ونديداد نوزدهمين نَسْك از اوستاي دورة ساساني و يگانه نسكي است كه از آن دوران به صورت كامل به دست ما رسيده است. پرسشهاي ونديداد در باب قوانين تطهير و كفّارة گناهان است. چند داستان اسطورهاي نظير داستان جم (فرگرد 2) و بخش جغرافيايي مشروحي دربارة سرزمينهاي گوناگون (فرگرد 1) از ديگر بخشهاي ونديداد است. گرشويچ اين بخشِ اوستا را مهمترين بخش آن و مرجعي آگاهي دهنده دربارة واقعيّتهاي زندگي باستاني شرقايران ميداند (همان، بند. 27-26 ).
ه... يَشْتها * . يشت به معني «ستايش و نيايش» و از نظر لغوي همريشه با واژة كهن يَسْن و واژههاي «جشن» و «ايزد» در زبان فارسي است. اين بخش شامل 21 يشت است و هر يشت به چند كرده (=.بخش) تقسيم ميشود. تفاوت يَشْتها با يسنا در مضامين آنهاست. يَسْنْ نيايشهايي عامّ براي آيينهاي مختلف ستايش و يشت سرودهايي در ستايش ايزدان است. يشتها از نظر كمّيّت و قدمت يكسان نيستند (كريستنسن، مزداپرستي در ايران قديم ، ص 55 به بعد). هر يشت بزرگ (از جمله يشت 5، 8، 10، 13، 17، 19) كه داراي بخشهاي كهن است معمولاً شامل وصف، مدح و به ياري خواندن ايزدي است كه آن يشت بدو اختصاص دارد و در جاي جاي آن اسطورهها و حوادث تاريخي به صورت ضمني و بسيار فشرده و مبهم ياد ميشود. ميتوان گفت كه بخشي از تمامي يشتها موزون است. برخي ايرانشناسان وزن آن را هجايي (براساس شمار هجاها در هر مصراع)، و گروهي ديگر ضربي (براساس تكيه) ميدانند (لازار، «وزن اوستاي متأخّر»، ص. 284 ؛ همو «تصنيف و وزن در يشتهاي اوستا »، ص. 228-217 ). برتري يشتها بر ديگر بخشهاي اوستا به سبب پويايي و شاعرانه بودن آن است كه با ويژگي آييني و ديني ديگر بخشهاي اوستا همخواني ندارد. ايزدان در يشتها از مهارتها و ويژگيهاي حماسي و جذّابي برخوردارند و با زباني شاعرانه وصف شدهاند. مثلاً مهر يشت، در 35 كرده، اثري برجسته و بديع از نظر توانايي توصيف و تشبيهات شاعرانه و صوَر خيال در ادبيّات متقدّم هند و اروپايي است. قرينه سازي در نقل روايتهاي اساطيري و حماسي مانند نبرد تيشتر با ديو «اپوش» در تيشتر يشت و كاربرد دو مجموعة متفاوتِ اسامي و افعال براي موجودات اورمزدي و اهريمني از ديگر ويژگيهاي يشتها است (گرشويچ، همان، بند. 22-21 ).
علاوه بر متنهاي نسبتاً مشروحي كه نام برده شد، متنهاي كوتاه تري نيز در شمار متنهاي اوستاي متأخّر جاي دارند كه عبارتاند از هيربدستان و نيرنگستان ؛ هادُخت نَسْك ، اَوْگمَدَيْچا ؛ وَيثا نَسْك؛ آفرين پيغامبر زردشت؛ وِشْتاسْپ (=.گشتاسب) يشت و شماري واژه و جملة اوستايي موجود در فرهنگ اويْم * ، شايست نشايست * ، پرسشنيها * و غيره آخرين بخش اوستاي متأخّر را تشكيل ميدهد (براي آگاهي از زبان و ادبيّات اوستايي، نك: گرشويچ، همان، بند 43-16 ؛ تفضّلي، ص33ـ72؛ زرشناس، زبان و ادبيّات ايران باستان ، ص21ـ31).
در ميان متنهاي موجود اوستايي، گاهان و يشتها ارزش ادبي خاصّي دارند. اين دو بخش اوستا ، كه منظوماند، از نمونههاي والاي ادبيّات متقدّم هند و اروپايي و داراي ارزش ادبي درخور توجّهياند.