معرفی جشن سده
....... و خداوند شادی را آفرید.
داریوش – کتیبه بیستون
در ایران باستان جشن و شادی جایگاه والایی داشته و غم و اندوه و مرگ و بیماری را زائیده اهریمن می دانستند و شادی و جشن و سور را آفریده اهورامزدا می شمردند. از این رو به اجرا و انجام جشن ها و شادی ها به ویژه جشن های آئینی می پرداختند.
جشن سده که به مناسبت پیدایش آتش و در واقع جشن آتش است، زرتشتیان در شب دهم ماه بهمن جشن می گیرند . آتش روشن می کنند و موبدان پیرامون آتش می گردند و اوستا می خوانند و مردم به شادمانی می پردازند.
در این گزارش به ظهور زرتشت، پیدایش جشن سده، اهمیت آتش و چگونگی
مراسم جشن سده و آیین سدره پوشی پرداخته می شود.
مقدمه:
انسانها از دیرباز تا کنون دارای دو دسته نیاز و احساس می باشند . نیازهای اولیه مانند خوراک، پوشاک، مسکن . چنانچه این نیازها برآورده نشوند، حیات و زندگی نوع بشر به خطر می افتد.
دسته دیگری از نیازهای بشر وجود دارند که چنانچه این نیازها برآورده نشوند ممکن است حیات او دچار مخاطره نشود ولی احساس سرگردانی و پوچی می کند، از این نیازها تعبیر به نیازهای ثانویه می شود مانند احساس حقیقت جوئی و پرستش که در طول تاریخ باعث تکوین دین شد، احساس زیبایی دوستی که هنر را پدید می آورد، احساس خیر و خوبی که باعث رشد و تکامل اخلاق گردید و...
در ایران باستان بعد از ظهور اشو و زرتشت و پس از گذر از دوره شرک پرستی ( پرستش قوای طبیعت، نیاکان پرستی، جادو و ......) مهمترین دین ها را دین مغان و آیین مهر پرستی تشکیل می داد
آئین مغان:
قبل از ظهور زرتشت ، یعنی پس از پادشاهی مادها ، بومیان غیر آریایی ایران دینی داشتند که آئین مغان نامیده شد. کلمه مغ ( مگوش ) در زبان قدیم ایران به معنای خادم بوده است. به نظر می رسد مغان سکنه بومی ایران بوده اند و مانند دراویدیان هندوستان ، پس از ورود آریائیان سرزمین خود را تسلیم آنان کرده اند. واژه المجوس که در زبان عربی به زرتشتیان اطلاق می شود، از همین کلمه مگوش می آید.
به هر انجام در زبان سانسکریت نیز به معنای دوستی و محبت است . هم چنان که در اوستا مهرایزد ، روشنایی و فروغ و نور است . در ودا نیز همین معنا را ارائه می کند. در ودا اغلب نام وارونا varuna یا خدای بزرگ به همراه میترا ذکر می شود. خدای وارونا خدایی بزرگ است که جهان و رخدادهای جهان را با چشمش که خورشید آسمان است
می نگرد. وارونا در برابر نیکی و زشتی و اعمال نیک و بد بندگان بی تفاوت نیست، بلکه او اعمال و کارهای نیک را پاداش و اعمال زشت را کیفر می دهد. او خدایی رحیم است.
به عقیده مهر پرستان خدای مهرورزی به صورت انسانی در غار ظهور کردو شبانانی که در آن محل مشغول چرانیدن گوسفند بودند، به وی ایمان آوردند، آن گاه خدای مهر گاو نری را کشت و خون او را بر روی زمین افشاند. هر جا که قطره ای از خون او افتاد سرسبز و بارور شد . وی پس از چند سال به آسمان رفت و روان او پیوسته برای کمک به بندگان خود بر روی زمین آماده است.
کسانی که به دین مهر پرستی روی می آوردند لازم بود از هفت مرحله بگذرند و در هر مرحله به وی نامی می داده اند . مثلا در مرحله پنجم او را پارسی و در مرحله ششم آفتاب و در مرحله هفتم پدر می نامیدند.سپس مراسم نان و عسل که یادآور مراسم نان و شراب مسیحیت است انجام می شد و سرانجام وی را با خون گاو تعمید می دادند.
ظهور زرتشت
هنگامی که چند قرن بر ورود آریائیان به ایران می گذشت این قوم اندک اندک به شهرنشینی روی آوردند و این مساله در جهان بینی ایشان تاثیر گذاشت.
در آن روزگار انسان اصلاح گری برخاست که منادی آیین توحید و یکتاپرستی بود.
این پیامبر مصلح که خود را فرستاده خدای خوبی و روشنایی معرفی می کرد ، زرتشت بود. وی مدعی بود که آیین خود را از اهورامزدا دریافت کرده تا جهان را از تیرگیها پاک کند و آن را به سوی نور و روشنایی رهنمون شود.
در آیین زرتشت سه اصل عملی گفتار نیک ، پندار نیک و کردار نیک وجود دارد که مانند آن را در ادیان مختلف می یابیم. از جمله در اسلام آمده است :" الایمان قول باللسان و اقرار بالجنان و عمل بالارکان "
برخی از پژوهشگران معتقدند که دوگانه پرستی(3) یعنی ایمان به خدای خیر و خدای شر در دین زرتشتی از مغان قدیم ایران آمده است، زیرا که در کتاب گاتها که قدیمی ترین بخش اوستا و دارای صبغه ایرانی است، چیزی در مورد دوگانگی یافت نمی شود، ولی از کتابهای تاریخی برمی آید که مغان قدیم دوگانه پرست بوده اند. مغان به رستاخیز نیز ایمان داشتند.
آیین مهرپرستی
مهر یکی از خدایان کهن و باستانی ایران است . از آنچه که بر می آید، معلوم است که در عهد قبل از زرتشت دارای مقام و اهمیتی بسیار بوده است که به صورت موثری در اوستا راه یافته و مقامی پیدا کرده است. در یسنای چهل و ششم ، بند پنجم نام این خدای قدیم آمده است . و یکی از یشتها نیز به نام او گشته است . اما سابقه کهن تر این که در وادی برهمنان از وی به عنوان خدایی بزرگ یاد شده . پیش از آن در کتیبه ای متعلق به چهارده قرن پیش از میلاد نیز نام میترا آمده است که حکام متیانی به نام وی سوگند یاد کرده اند.
از لحاظ معنی لغوی برای مهر معانی متعددی گفته اند که اغلب یک معنی کلی را می رساند و آن دوستی و محبت است . در " فرگرد (4) چهارم وندیداد" به مفهوم عهد و پیمان آمده است ، چنان که در " مهر یشت" نیز به همین عهد و پیمان تکراری اشاره شده است.
در دین اهورامزدا ( خردمند، سرور دانا – صاحب بینش متعالی – یکتا و بی نقص ) خدای یگانه و بلند مقامی است که همه چیزها ، مخلوق اوست. در دین زرتشت اگر ثنویت و دوگانگی وجود دارد ظاهری است نه در یکتایی خداوند و مقام ربوبیت ، اهریمن ( انگره مینو ) در برابر خرد نیکو ( سپنتا مینو ) قرار می گیرد، نه در برابر اهورا مزدا . به عبارت دیگر دو نیری خیر و شر که در تمام ادیان و مذاهب دیگر است تمثیلی از دو نیروی مثبت و منفی در جهان که ترکیب آن دو باعث ادامه چرخش نظام هستی است. مانند روز و شب ، سیاه و سفید، ...
احترام و نیایش (نه ستایش) آتش به عنوان یکی از مظاهر خدا از مشخصه های این آیین است و جشن سده یادآور اهمیت نور و آتش است . چنانچه که قبله زردشتیان نور و روشنایی می باشد.
اهمیت آتش در فرهنگ ایران
اساسا جشن سده به خاطر احترام به آتش و به نشانه شکرانه پیدایش این فروغ ایزدی در دهم بهمن ماه در هر سال برگزار می شود. حال ببینیم که آتش چه تاثیری در زندگی بشر داشته و جشن سده به چه منظوری برگزار می شود:
به صحرا بنگرم، صحرا ته وینم به دریا بنگرم دریا ته وینم
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت نشان از قد رعنا ته وینم
ایرانیان با نگرش ژرف در آفرینش های خداوند ، پی به وجود آفریننده جهان برده اند. در فرهنگ ریشه دار ایرانی همه آفریده های اهورامزدا نیک اند و سزاوار ستایش. آب، خاک، هوا، آتش، گیاه، ماه، ستارگان و .... همه سزاوار ستایشند. از بین همه آفریده های سزاوار ستایش ، هوا، آب، خاک و آتش به دلیل ارزش زیست محیطی بیشتری که دارند در فرهنگ زردشتی مورد نگرش و توجه بیشتر قرار گرفت. زیرا امتزاج و ترکیب این چهار عناصر ادامه حیات نظام هستی را ممکن می سازد و با حذف یکی از این عناصر نظام هستی از هم می پاشد.
از میان همه آفریده های مقدس و سزاوار ستایش ، آتش به اعتبار ویژگیهایش جایگاه و پایگاه دیگری دارد. آتش روشن است و روشن می کند، گرم است و گرم می کند ، می سوزد و می سوزاند ، پاک است و پاک می کند ، نور و گرمی خود را یکسان به اطراف می تاباند، شعله اش رقص کنان رو به بالا برمی کشد. هست و چون خاموش شود می میرد، تا زمانی که کاملا خاموش نگشته است توانایی بازافرخته شدن و باز افروخته گشتن را دارد.
نگریستن به شعله لرزان آتش از پراکندگی و پریشانی اندیشه می کاهد. اندیشه را تمرکز می بخشد و نیروی تمرکز اندیشه به تدریج دریچه های ذهن را می گشاید. و پاسخ بسیاری از پرسشها در چشم انداز ضمیر انسان گسترده می شود. آتش افزون بر این ویژگیها مظهر و نشان آتش خداوندی است که از دیدگاه مکتب زردشت ،در درون همه ذرات هستی وجود دارد. واز این آتش است که همه چیز زنده است و پویایی دارد، می بالد و به سوی رسایی می رود. به خاطر اهمیت موضوع کشف آتش و نقشی که این عنصر در زندگی انسان داشته است موضوع به صورت زیر بیشتر توضیح داده می شود و آنرا با فرهنگ و تمدن سایر ملل مقایسه می کنیم:
واژه آتش در اوستا آتر در پهلوی آتور و آتش است. ریشه این کلمه در سنکریت "آدری" به معنی شعله است که به عنوان صفت خدای آتش که "اگنی" نامیده می شود نیز به کار رفته است.
یافتن آتش مهمترین اختراع بشر بوده است در سرما و تاریکی غارها ، در شکار حیوانات ، در صنعت سفالگری ، در ذوب فلزات ،در کشاورزی ( آماده کردن زمین برای کشت مجدد) ، در طبابت و .... مدد و یاور انسان بوده است. از این رو نخستین آشنایی ملتها با آتش به صورتهای گوناگون در اسطوره ها و افسانه های پیدایش آن ، انعکاس یافته است.در ایران پیدایش آتش را به هوشنگ نسبت داده اند. و هوشنگ به شکرانه پیدایش این فروغ ایزدی آن روز را جشنی ساخت که هر سال در آن روز و شب آتش برمی افروختند و سده نام یافت.
در برخی دیگر از روایات ایرانی ، آفرینش آتش به پیدایش روئیدنیها وابسته است . آتش که از ازمنه میان طوایف هند و اروپایی محترم و مقدم بوده ، بنیادی ایزدی دارد. هندوها آتش را پسر رب النوع آسمان می دانند و چنین می پندارند که آتش از آسمان به زمین آورده شده است. در اوستا هم آتش پسر اهورامزدا و سپندارمذ دختر پروردگار معرفی شده است.
یکی از دلایل احترام و تقدس آتش این بوده است که آن را مانند آب موجد و مولد زندگی دانسته و معتقد بوده اند که وجود همه چیز به نوعی به آن وابسته است. وجه هر آتش در اوستا موسوم به فرّ است که از بهشت توسط زردشت آورده شده است.
در اوستا پنج قسم آتش برشمرده شده و به هر کدام درود جداگانه می فرستد.
نخستین ، آتش بزرگ است که به آتش بهرام معروف است و در آتشکده است .
دومین آتش در بدن حیوانات و انسان ، سومین آتش در رستنیها و چوبها، و چهارمین آتش در ابرها و پنجمین آتش در عرش جاویدان در مقابل اهورامزدا است.پاسبانی آتش در ایران قدیم مخصوص " اردیبهشت" بوده است. یسنای 62 در ستایش آذر می باشد. و آتش نیایش که نماز مخصوص آتش است از یسنای مذکور استخراج شده است .نهمین ماه سال و نهمین روز ماه به نام این ایزد و آذر روز از آذرماه جشن" آذرگان "یا آذر جشن بوده است. که در این روز مردم در آتشکده ها آتش نیایش می خوانده اند.
اقوام سامی نیز گاهی آتش را مقدس شمرده اند به روایت تورات در کوه طور " نور خدا" به صورت آتش بر موسی تجلی کردو یهود با زبانه آتش با موسی سخن گفت. به روایت قرآن آتش به فرمان پروردگار بر ابراهیم گلستان شد.
بنابر یک روایت مادر موسی که در کودکی وی را در تنور پنهان کرده بود، خواهرش – خاله موسی- در تنور آتش کرد چون بدیدند موسی در تنور نشسته بود و آتش گرد او می گردید و گزند نمی کرد.
در تاریخ بلعمی مذکور است چون قابیل سخت پیر شد و صاحب فرزندان بسیار گشت ، در کوههای شام ابلیس او را گفت : آتش بدان جهت قربانی هابیل را بپذیرفت که وی آتش می پرستید، تو نیز آتش را بپرست تا از تو خشنود شودو این فلک و زمین به تو و فرزندان تو باز آید. قابیل شروع به پرستش آتش کرد و فرزندان خود را نیز بفرمود تا آتش بپرستند و نخستین کسی که آتش بپرستید و آتش خانه بنا کرد قابیل بود.
ابلیس نیز هنگامی که آدم را سجده نکرد به آفرینش خویشتن که از آتش بود استدلال نمود.
وجه تسمیه جشن سده
دلایل متعددی برای نامگذاری این جشن در تاریخ آمده است ، چنان که به روایتی می گویند :" چون عدد اولاد آدم به صد رسیده بود آنرا سده نام نهادند و در آن شب آتش بازی کردند و آتش از هیمه و چوب برافروختند."
در روایتی دیگر می گویند :" واضع این جشن کیومرث بوده و باعث بر این است که کیومرث را صد فرزند از اناث و ذکور بود ، چون به حد رشد و تمیز رسیدند در شب این روز جشنی ساخت و همه را کدخدا کرد و فرمود که آتش بسیار افروختند ، بدان سبب آن را سده می گویند."
هوشنگ شاه در شاهنامه آمده است که " روزی هوشنگ شاه با همراهانش در کوهی می رفتند ناگهان چیزی دراز، تیره تن و سیاه رنگ دید که ماری بود و هوشنگ با هوش و هنگ ، سنگی گرفت و سوی مار پرتاب کرد که آن را بکشد.
سنگ به سنگ دیگری برخورد کرد و چون هر دو سنگ چخماخ بودند، فروغ پدیدار شد ، به بوته گرفت و مار فرار کرد .
از این رویداد شادمان شد و خداوند را نیایش کرد که راز آتش را به او آشکار کرده است شادمان و پیروز ، هوشنگ شاه آتش را همان هنگام قبله قرار داد و آن روز را جشن اعلام کرد.
جشن سده از نظر نجومی
جالب است بدانیم زرتشتیان بر این باورند که هر روز از ماه دارای اسم خاصی می باشد و هر گاه نام ماه با نام روز یکی بشود به نام مهر ایزد
جشنی برپا می نمایند که معمولا شش جشن در سال می شود.
این اسامی به قرار زیر می باشد:
1- هرمزد: اهورامزدا 2- بهمن: اندیشه نیک 3- اردیبهشت : بهترین پاکی و راستی 4- شهریور : شهریاری نیرومند 5- سپندار مزد: فروتنی ، مهرپاک
6- خرداد : رسائی ، شادی
7- امرداد : بی مرگی ، جاودانگی 8- دیباور: آفریدگار 9- آذر : آتش ، فروغ
10- آبان: آبها 11- خور : خورشید 12- ماه : ماه 13- تیر : ستاره باران
14- گوش : جهان ، زندگی ، هستی 15- دبیمهر : دادار، آفریدگار
16- مهر: دوستی، محبت، پیمان 17- سروش : فرمانبرداری
18- وشن: دادگری 19- فروردین: فروهر،نیروی پیشرفت
20- ورهرام: فتح و پیروزی 21- رام: شادمانی 22- باد: باد
23- دیبدین: آفریدگار 24- دین: کیش، بینش درونی
25- ارد: خوشبختی ، دارایی 26- اشتاد: راستی
27- آسمان: آسمان 28- زامیاد: زمین 29- مانتره: سپند، گفتار پاک 30- انارم: فروغ، روشنایی بی پایان
نیاکان ما در روزگاران کهن سال را به دو پاره ( فصل) بخش می کردند. تابستان هفت ماه به درازا می کشید.در نخستین روز فروردین ماه آغاز می شد و آخرین روز مهر ماه پایان می یافت. زمستان از آغاز آبان ماه شروع تا پایان اسفند ماه به طول می انجامید. جشن سده سدمین روز از آغاز زمستان و یا سد روز و شب ( پنجاه روز و پنجاه شب ) به اول تابستان بود.
نشانه های ادیان
بد نیست با هم نظری به علامت مشخصه پیروان سایر ادیان بیندازیم و این گونه برای ما روشن می شود که علامت مشخصه هر دینی پیروان آن دین را از سایر ادیان مشخص می سازد.
چنان که بستن کشتی [ koshti ] در بین هندوها که با ایرانی ها از یک نژاد می باشند از قدیم تا به حال مرسوم بوده است . آنها رشته ای به نام یجنو پوتیه [ yajno pavita ] معروف است طی مراسمی که اوپا نائینا [ upa naina ] نامیده می شود به دور سینه پسران خود می بندند و به شانه راستشان حمایل می کنند و آنها مجبورند آن را تا پایان عمر خود داشته باشند.
کلیمی ها به طور کلی در زیر لباس پیراهن سفیدی به نام سیسیت [ sisit ] می پوشند که دارای دو جیب بوده و از دو طرف دارای چاک می باشد و این چاکها به وسیله بندهایی به هم پیوسته می شوند که دارای 72 نخ می باشند.
روحانیون عیسوی هم کمربندی با خود دارند که در ادبیات پارسی مانند کشتی زرتشتیان به نام زنار شهرت یافته است. نشان مشخصه مسلمانان ختنه سوران است که برای اولین بار توسط حضرت ابراهیم بنیان نهاده شده ولی در دین اسلام رسمیت یافت. در دین زرتشت سدره و کشتی لباس مخصوص و نشان مشخصه زرتشتیان است.
قدمت تاریخی سدره
روایات و کتابهای دینی مزدیسنا این رسم و به ویژه قسمت کشتی بستن آن را از اشو زرتشت هم کهن تر دانسته است و نسبت آن را به جمشید پادشاه پیشدادی می دهند.
در " صد در نثر ، باب دهم" نوشته شده است که : جمشید رسم کشتی بستن نهاد و در " دادستان دینی، فصل 39 ، فقرات 19 و 22 " وارد است که کشتی به دستور جمشید بود و پیش از ظهور زرتشت در بین آریائیها وجود داشت اشو زرتشت آن را رسمیت داد و مقرر فرمود که طبق آیین آن را ضمن خواندن آیات اوستایی بر روی سدره به کمر بندند.
لباس افراد در جشن سده
لباس موبد و موبدیاران شامل عرقچین سفید ، پنام ، سدره سفید و شلوار سفید و کشتی [ koshti ] یا نوعی کمربند می باشد.
سدره [ sedrah ] پیراهنی است گشاد با آستین کوتاه و بدون یخه که از پارچه سفید درست شده و بلندی آن تا روی پا می باشد.و در جلوی سدره از گریبان به پائین چاکی دارد که تا سینه می رسد و در انتهای آن کیسه کوچکی قرار دارد به نام کیسه کرفه . لازم به ذکر است کرفه به معنای ثواب و کار نیک است . زرتشتیان امروز به طور کلی سدره را از پارچه ململ سفید درست می نمایند ولی در عهد باستان سدره را ز پشم و پنبه و حتی گاهی از ابریشم درست می کردند.
سفیدی سدره نشان آن است که زرتشتی باید قلب و روح خود را همیشه پاک نگاه داشته و و گرد صفات بد نگردد ، اصولا سفیدی علامت دین زرتشتی است.
کشتی [ koshti ] بندی است باریک و بلند که از 72 نخ پشم گوسفند درست شده و این 72 نخ را هنگام بافتن به شش قسمت که هر یک دارای 12 نخ می باشد تقسیم می کنند و به هم می بافند. در دو انتهای کشتی در هنگام بافتن گره هایی به آن داده می شود . کشتی را طبق مندرجات کتابهای دینی در عهد باستان از پشم گوسفند و موی بز و شتر و حتی از پنبه می بافتند ولی امروزه زرتشتیان به طور کلی آن را از پشم گوسفند تهیه می کنند.لازم به ذکر است که پنام به نقاب یا روبندی گفته می شود که موبدان به هنگام نیایش در برابر آتش به صورت می بندند تا بازدم شان به آتش مقدس نرسیده و آن را آلوده نکند.
لباس زنان در این مراسم شامل روسری سفید یا رنگین و لباسهای محلی اطلس گلدار هندی و شلوار می باشد. لازم به ذکر است دختران و پسرانی که در سنین 7 الی 15 سال بوده و می خواهند در مراسم سدره پوشی که در این روز برگزار می گردد، شرکت نمایند بدین شکل لباس می پوشند. لباس دختران شامل : روسری سفید، سدره سفید بلند و شلوار سفید و پسران عرقچینی بر سر نهاده و بقیه لباسهای آنان مانند دختران می باشد. لازم به ذکر است که مردان زرتشتی جهت شرکت در مراسم جشن سده لباس خاصی بر تن نمی کنند.
آیین سدره پوشی
چون زرتشتیان روز جشن سده را روز مبارک و خوش یمنی می دانند سعی می نمایند مراسم سدره پوشی را در این روز انجام دهند.
برای پسران و دخترانی که به سن 7 الی 15 سالگی رسیده و معلومات آئینی و اوستاهای بایسته به ویژه سروش باج و اوستاهای کشتی را فرا گرفته باشند مراسمی به شرح زیر برگزار می شود.
ابتدا برای آن روز عده ای از خویشاوندان و دوستان را دعوت می کنند و در آن روز موعود سفره سفید بزرگی را در وسط اطاق می گسترند و مهمانها دور تا دور آن می نشینند و در چهار گوشه سفره چهار چراغ یا شمع روشن و در میان سفره اشیاء زیر را به سلیقه خود می چینند :
یک آفرینگانی ( مجمر) آتش، یک ظرف پر از لبان ، صندل ، عود و سایر خوشبوئی ها ، یک سینی پر از چند قسم میوه خشک مانند: پسته ، بادام، گردو ، برگه زردآلو، سنجد، انجیر ، نارگیل که در این زمینه اعتقاد زرتشتیان این است که نباید اجزای این آجیل کمتر از هفت قسم باشد و بر این میوه ها مقداری نقل و شیرینی نیز نیز می پاشند و به آن لرک lork می گویند. مقداری گل و سبزه در کلدان و مقداری آویشن و برنج مخلوط با کمی سنجد و شیرینی در یک ظرف .
بعد از آن که سفره گسترده شد و مهمانها به جای خود نشستند مراسم اصلی شروع می شود . پسر یا دختری که باید سدره پوش شود پس از استحمام و پوشیدن سدره و لباس زیر در یک طرف سفره به طوری که رویش به طرف خورشید باشد می نشیند و موبد در روبروی او نشسته و مراسم را با خواندن اورمزدیشت یا آتش نیایش آغاز می کند . بعد از پایان یافتن قرائت این بخش اوستایی موبد به طرف دیگر سفره رفته ، پشت سر فرد قرار می گیرد و کشتی را به شرح زیر به کمر فرد می بندد.
حالا شخص مذکور بلند شده و ایستاده است و در تمام مدتی که کشتی به کمر او بسته می شود آستین های موبد را از هر دو طرف در دست گرفته و با او هم پیوند می شود و هم آهنگ با موبد به سرودن اوستای کشتی می پردازد. و موبد در حالی که با فرد هم پیوند شده اوستای کشتی را شروع کرده و ضمنا میان کشتی را در انگشت وسطی دست چپ و دو انتهای آن را در دست دیگر می گیرد به طوری که به زمین نیفتد.
بعد با خواندن اوستا موبد دو سر کشتی را که در دست راست گرفته به طرف پهلوی چپ فرد برده و سه بار تکان می دهد و سپس آیه دیگری از اوستا را خوانده و دستها را به طرفین گسترده و کشتی را به دو قسمت مساوی تقسیم می کند و هر نیمه آن را در یکی از دستها می گیرد و دنباله آیه را خوانده و بعد کشتی را با هر دو دست به سر و چشم برده و بعد دستها را پایین آورده ، کشتی را از جلو به کمر فرد می بندد. لازم به ذکر است که در گره اول زرتشتیان به هستی خدای یگانه گواهی می دهند. بعد موبد دستهایش را به پشت سر فرد برده و هر سر کشتی را از طرف مقابل به جلو می آورد( سری که به دست چپ دارد از پشت سر فرد به دست راست می دهد و انتهای دیگر کشتی را از دست راست می گیرد و هر دو دست را به جلو می آورد)
بعد آیه دیگری را خوانده دو سر کشتی را هم اندازه می کند و سپس گره ای را از طرف دست راست به کشتی می دهد که در این دومین گره زرتشتیان به حقانیت دین زرتشت و این که دینی از جانب خدا می باشد، گواهی می دهند . سپس نوبت به گره سوم می رسد که در اینجا موبد کشتی را به پشت سر فرد برده و آنجا هم دو گره می دهد که این گره را از طرف راست به کشتی داده و در این گره فرد زرتشتی به پیغمبری اشو زرتشت اسپنتمان گواهی می دهد . سپس گره بعدی را از سمت چپ به کشتی می دهد و در این گره فرد زرتشتی به پذیرفتن سه اصل مهم مزدیسنا که اندیشه و گفتار و کردار نیک باشد اعتراف می کند.
سپس موبد " مزد یسنو اهمی " که عبارت از کلمه شهادت زرتشتیان است را بر زبان می آورد و فرد نیز آن را تکرار می کند و پس از آن موبد سایر قسمتهای اوستای کشتی را تا به انتها می سراید و فرد نیز با موبد تکرار می نماید.
چنان که ذکر گردید کشتی را بر روی سدره سه دور به کمر می بندند و در دور دوم دو گره به جلو و در دور سوم دو گره پشت سر کشتی می دهند.
در اینجا فرد روی خود را به طرف موبد گردانده و موبد دستهای او را در دست گرفته و فرد باید سه بار با موبد، آیات اوستایی را تکرار کند. بعد فرد به جای خود بر می گرددو موبد نیز در سر جای خود قرار گرفته و روبروی فرد در حال ایستاده اوستای تندرستی را به نام فرد سروده و در حال سرودن آویشن و برنج و شیرینی مخلوط را به تدریج به سر فرد می ریزد.
سپس والدین و بستگان و دوستان ضمن دادن هدیه به فرد تبریک می گویند و بعد لرک را بین حضار تقسیم نموده وبا تقسیم آن مراسم سدره پوشی پایان می یابد.
نحوه اجرای آیین جشن سده در ایران باستان
در ایران باستان در میان زرتشتیان ایران این جشن نزدیک غروب آفتاب با آتش افروزی آغاز شده و کوههایی از بوته و خار و هیزم در بیرون شهر فراهم شده و در حالی که موبدان لاله به دست اوستا زمزمه می کردند، بوته ها را روشن کرده و به همراه مردم نماز آتش نیایش را خوانده و سپس همه مردم و موبدان دست یکدیگر را گرفته و به دور آتش چرخیده و شادی و پایکوبی می نمودند.
نحوه اجرای آیین جشن سده در میان زرتشتیان یزد
امروزه زرتشتیان یزد جهت اجرای مراسم جشن سده از باشگاه جوانان استفاده می نمایند. بدین منظور در بعد از ظهر روز دهم بهمن ماه که روز آبان نامیده می شود موبد یاران ، بوته های زیادی از خار و هیزم را در حیاط باشگاه روی یکدیگر به شکل کوه انباشته نموده و روی آن چوب صندل و یا لبن قرار می دهند و جهت اجرای مراسم تا غروب آفتاب صبر می کنندو در این مدت در داخل باشگاه در یک مکان مشخص چادرشب پنبه ای را پهن می کنند و در روی آن آجیلی به نام لرک که از هفت میوه خشک از قبیل انجیر ، خرما، برگه زردآلو، برگه هلو، کشمش، سنجد ، مغز بادام ، مغز پسته تشکیل شده را قرار می دهند.سپس دو شاخه مورت را در کنار چراغی نزدیک دست موبد می گذارند. در این هنگام مردم نیز جهت اجرای مراسم به صورت خانوادگی و یا به شکل گروهی در باشگاه حضور می یابند.با غروب خورشید مراسم جشن سده با روشن نمودن آتش آغاز می گردد.جهت روشن نمودن آتش ابتدا موبد بزرگ در حالی که سراپا سفید پوش بوده و لاله یا چراغی روشن را در یک دست و دو شاخه جوان مورت را در دست دیگر گرفته به هیزم ها نزدیک می گرددو پشت سر او موبد یاران در حالی که مانند او لباس پوشیده و هر یک شمعی روشن بر کف دارند ، حرکت نموده و لازم به ذکر است که تعداد آنها همیشه باید فرد باشد و به این منظور 5 یا 7 یا 9 نفر موبد یار در این مراسم شرکت می کنند و به دنبال آنان 5 یا 7 یا 9 دختر در سنین 7 الی 9 سال در حالی که ملبس به روسری و سدره و شلوار سفید بوده و هر یک شمع روشنی به دست گرفته اند حرکت می نمایند.
ابتدا موبد بزرگ دعا می خواند سپس لاله یا چراغ را به هیزم ها نزدیک کرده و این گونه آتش را بر می افروزند و به دنبال او موبد یاران هر یک شمعی را که در دست دارند در زیر هیزم ها قرار می دهند و پس از آنها نوبت به دخترها می رسد که آنها نیز شمعهای خود را در زیر هیزم ها بگذارند. در این هنگام تمام شرکت کنندگان در جشن دست یکدیگر را گرفته و سه بار به دور آتش می گردند و همزمان سرود پیدایش آتش را سر می دهند . سپس نوبت به گهنبار خوانی می رسد که جهت اجرای مراسم گهنبار خوانی ابتدا موبد بزرگ در حالی که با یک دست دو شاخه جوان مورت را نگاه داشته ، شروع به خواندن گهنبار کرده و مردم نیز با او هم آوا می شوند . در قسمتی از نماز آفرین نامه و سینتو خاتره موبد دو شاخه را با دست پیش روی خود بلند کرده و با صدای بلند آفرین نامه می گوید.
لازم به ذکر است که گیاه مورت به دلیل آن که در تمام فصول سال شاداب و سرسبز بوده و اسانسی معطر نیز دارد در نزد زرتشتیان به عنوان گیاهی مقدس شناخته شده و آن را مظهر پاکی ، نیک بختی و جاودانگی می دانند و از این رو از آن در مراسم دینی خود استفاده می کنند.
مراسم جشن سده با پذیرایی از مهمانان پایان می پذیرد و نحوه پذیرایی به این صورت است که شخص یا اشخاصی که نذر کرده و آجیل را تهیه نموده اند برای هر یک از حضار مقداری از آن را در کیسه های پلاستیکی کوچک ریخته و بین آنها تقسیم می نماید.
وندیداد4 ،فرگرد9
در متن زیر که ترجمه قسمتی از " ستایش زرتشت از آفرینش طبیعت به وسیله ذوات آفریننده ، ستایش زرتشت از گاثاهای پنج گانه ، ستایش از سروش و آتش ، ستایش آتش و ازیشته ، ستایش سروش که دیوان را نابود می کند"را با هم می خوانیم :
( اهورامزدا می گوید): سخن مرا - بپذیرفت زرتشت. (و زرتشت گفت ):
ستایش می کنم – اهورامزدا را ، و پاک آفرینش دادار را .
ستایش می کنم – زمین اهورا را ، آفریده را و آب مزدا آفریده را ، و گیاه مقدس را .
ستایش می کنم – دریای وئورو- کشه را
ستایش می کنم – آسمان درخشان را
ستایش می کنم – روشنی های بی پایان خود آفریده را.
این گزارش به همکاری سرکار خانم رویا ارژنگ در سال۱۳۸۰ تهیه شده است.