آل بویه و کاکویان در یزد

با تشکیل حکومت آل بویه ،این مزدوران دیروز و حاکمان امروز ،هنگامی که علی بن بویه با قبول پرداخت مالیات شصت هزار دیناری شروع به فرمانروایی کرد،و جهت جمع و کسب آن مال از قلمرو خویش ،والی به اطراف اعزام می کرد ،مردم یزد که خواهان آرامش بودند آل بویه را به نیکویی پذیرفتند و ابن مؤید ارتباط مؤثر بین حاکم و رعیت و آیندۀدرخشان برای شهر یزد بود.  

          در ادامه مسیر تاریخ ،ما در کتاب تاریخ یزد نوشته علی کاتب شاهد نگارش مطلبی چنین هستیم که فخر الدولۀ دیلمی پسر کهتر رکن الدوله و سپس فرزند این فخر الدوله به نام مجد الدوله و مادرش به ترتیب در این نواحی حکومت داشتند .

          با پیروزی سلاجقه در دندانقان و استقرار آنها در شرق ایران ،اکنون راه تهاجم به غرب باز بود ،و در سال 431 ه. ق در ایران شاهد آخرین مرحله ای بودیم که مینورسکی از آن به دورۀ" میان پردۀ دیلمی "ذکری به میان می آورد.

          حال باید ببینیم در خطه یزد که حکومت غیر مستقیم آل بویه بود ،در ادامه چه اتفاقاتی می افتد و حاکمان آیندۀآن که کاکویان بودند چگونه سر از تاریخ بیرون می آورند.

          کاکویان قدرت زیادی در مرکز ایران ایجاد کرده ،اما این عمل آنها دیری نپائید. مؤسس این سلسله به نام رستم بن مرزبان دشمنزیار ،با یاری دادن به آل بویۀ ری ،در برابر زیاریان  عنایت و لطف خاص آنها را جلب کرد.

          پسر این رستم بن مرزبان به نام علا ئ الدوله محمد نخست از سوی آل بویه به حکومت اصفهان منصوب گردید. او تقریباً حکومت مستقلی از آل بویه تشکیل داده بود و قدرت خود را کم کم به شهر های همجوار ،مثل همدان و دینور گسترش داده بود.  

          در رزمگاه دندانقان به سال 431 طغرل ،ری و اصفهان را به ابو منصور فرامرز ،پسر ابن کاکویه اعطا کرد ،و با مرگ پدر ،به سال 433 ه. ق فرامرز در اصفهان جانشین او گردید،و همدان به فرد دیگر این خاندان به نام ابو کالیجار گرشاسب قرار گرفت.

          این فرامرز در ارتباطات خود سعی کرد مناسباتی یکسان با دو طرف سلجوقی و در گاه خلفا و البته وابستگان قدرتمند آن در گاه به نام آل بویه به ریاست ملک الرحیم برقرار کند . این مسئله و مسائلی دیگر باعث شد ،او که لشکر کشی به غرب کرده بود،اصفهان پایتخت فرامرز را به حصار گرفت، و پس از مدتی شهربندان ، آنجا را تسخیر و تختگاه خود کرد.

در عوض ، طغرل سلجوقی فرامرز کاکویی را به حکومت یزد و ابر کوه اعزام کرد،احیاناًعلت آن حُسن سابق برای سلطان بود،ولی گرشاسب از همدان رانده و ملتجی به دستگاه آل بویه گردید.

          نوادگان ابن فرامرز خود را با سلاجقه تطبیق نمودند ،البته در برخی منابع نام این اولین امیر اعزامی به یزد ،علاءالدوله کالنجار عنوان گردیده است، مثل نوشتۀکتاب تاریخ جدید یزد که می گوید: سلطان ملکشاه سلجوقی پس از عبور از عراق ،به اصفهان آمد و بعد از ملاقات او با علاءالدوله کالنجار که از او استقبال شایانی کرده بود ،به بغداد رفت و قریب 3 سال در بغداد سپري کرد و پس از بازگشت قصد اصفهان کرده و پیشنهاد کرده و پیشنهاد ترک آنجا را توسط حاکم کاکویی با فرستادن ایلچی به اطلاع حاکم کاکویی اصفهان رسانید. علاءالدله علم با اظهار فرمانبرداری ابراز علاقه به داشتن وطن کرد،تا در آن به عبادت مشغول گردد و ملکشاه هم ضمن تأمل ، حکومت یزد را به عنوان دارالعباده به علاءالدوله منتقل کرد. آتشکده زردتشتیان یزد

          جامع مفیدی هم ضمن اعلام تصرف اصفهان توسط ملکشاه سلجوقی ، نام علاءالدوله را ذکر می کند که در آینده بر آن بحث می شود ،اما نویسندگان کتاب کمبریج آورده اند که طغرل به سال 442 ه. ق متوجه اصفهان شده ،لشگر گسیل داشته و ضمن بر کندن حکومت کاکویان ،ابو منصور فرامرز زا که پسر علاءالدوله بوده است بر حکومت یزد و ابر کوه اعزام می دارد.

          کتب جدید هم این اختلاف را نشان می دهند ،مثلاًدر نگین کویر ضمن معرفی سال 443 ه. ق به عنوان سال ورود طغرل به اصفهان ،ظهیر الدین ابو منصور فرامرز را حاکمی می داند که طغرل جهت حکومت یزد به آن سو اعزام می دارد ،و او مصادف حکمرانی پادشاهان مقتدر سلجوقی یعنی طغرل ،آلب ارسلان و ملکشاه حاکم یزد شناخته می شود .  

          پس از او هم فرزندش امیر علی و سپس علاءالدوله کالیجار و پسرش فرامرز به حکومت یزد رسیدند،و این سه 3 شخصیت در عهد سلجوقی صاحب مقام بوده اند ،به علت نداشتن فرزند ذکور حکومت یزد به دو دختر امیر فرامرز ثانی می رسد و رکن الدین سام بن وردان روز ،اتابک ایشان آنها را همراهی می کند و این سبب انتقال حکومت بر اثر مرور زمان از کاکویان به اتابکان گردید .

           به هر شکل تواریخ محلی یزد در ذکر چگونگی فتح اصفهان توسط سلاجقه ،و اعزام امیر تناقضاتی دارند ،دیدیم که در جامع مفیدی سابق الذکر هم فاتح اصفهان ملکشاه ،و حاکم اعزامی به یبزد را علاءالدوله ذکر می نماید.

          ولی آنچه از مشهود است ،تسلیم اصفهان به میل کاکویان نبوده است ،و مقاومت هم در برابر ش نموده اند و حتماًحاکم فرستاده شده به علت سوابق خدمتی خاندانش به یزد اعزام شد.

          بنابراین می توان حدس زد که کاکویان با از دست دادن اصفهان در نقش امیران تابع برای دولت سلاجقه ،و فقط دارای قدرت محدودی بودند ،نه همچون سابق که آنها در عهد آل بویه دارای قدرتی منطقه ای بودند ،و صاحب استقلال ویژه ای بودند.

          واگذاری یزد به کاکویان هم جزو سیاست سلجوقیان بخصوص طغرل سلجوقی بود،که سعی داشت تا با اینگونه اعمال و به کارگیری عناصر حکومتی سابق ایران بتواند از ترکتازی و قدرت طلبی روز افزون ترکمنان جلوگیری کند.

          ویژگی اقطاع دادن که با سیاستهای نظام الملک که در شخص ملکشاه ظهور یافته بود ،هماهنگ بود دارای ارتباط با نظام ایلیاتی هم بود ،که قبلاً نخستین جلوه های نظام مذکور در عهد آلب ارسلان جلوه گر شده بود ،سپس با راهنمایی نظام الملک یک سیاست حکمرانی به نام اقطاع به کار گرفته شد. اما در باب کاکویان پس از به کار گرفته شدن دو سیلاست قابل تشخیص است: 1- اقطاع دادن به آنها 2- به فامیلی در آوردن آنها ،با از دواج دادن مصلحتی شاهزادگان سلجوقی با بزرگان کاکویی.شاهد این امر دادن حکومت یزد به امیر کاکویی و بعد هم با به عقد در آوردن ارسلان خاتون (تر کان خاتون )  برای آن امیر که دختر عم طغرل بوده ،هر دو سیاست اجرا شد ،که موفقیت آمیز هم بود .

لازم به ذکر است که این اقطاع دار مثل بقیه،در مواقع لشگر کشی ها ،مقید به حرکت با پادشاه بزرگ می بود که نمونه آن در حرکت افرادی از این دست با طغرل به سوی فتح بغداد قابل ذکر است.

          به نقل  منابع موثق ،آمدن این اقطاع دار با تجارب قبلی که داشت ،مۀید آبادانی و رونق در شهر یزد و توابع آن بود و ارتقاءزندگی مردم در عهد او نمایان شد. علاء الدوله خود بانی عمارات کثیری بود ،از جمله مناره ای که القاب ارسلان خاتون همسرش بر آن به واسطه کاشی تراشیده شده و نصب گردیده بودند،تاریخ جدید یزد ،استواری این مناره تا سال 833 ه.ق را به یاد می دهد.

          همچنین مسجد جامع از بناهای ساخت او ذکر شده ،همچنین عمرانی ها و               خیر خواهی های چهار امیر علاءالدوله که هر یک گوی سبقت را در امور خیر از هم می ربودند ،از آثار هنوز بر جای مانده آنها که به اسم مشهورند ،فصلی دیگر بر این کامیابی امیر کاکویی است.

باغ بهشتی ساخته ابومسعود بهشتی و محله یعقوبی که از عمارات ابو یعقوب دیلمی بود ،و هنوز نام ونشان آن برجاست و محله نرسو آباد ساخته است . کیا نرسودیگر امیر مقطع بزرگ ،و البته آب معروف آن و دیگراستحدات این گروه.

          همچنین احداث حصار بر گرد شهر یزد هم به همین دوره منسوب است ،که علاءالدوله طبق این خبر دستور احداث آنرا به چهار امیر خود داده بود و اجرا گردید. که نام نهادن چهار دروازه حصار جدید به نام امیران چهارگانه در کتاب تاریخ جدید یزد ،مذکور است. اما به غیر از امرای دست اول،متعلقان دیگر علاءالوله نیز هر یک عمارتی به مکمال بنا نهادند ،که نمونه آن جاري ساختن قناتی به نام دو کنیز ارسلان خاتون لبه نام «ابرو مبارکه »است.

حال باز گردیم به ذکر سلسله کاکویان،که بر طبق اسناد با سرنوشت فرزندان حاصل از ازدواج ملکه سلجوقی با علاءالدوله به نامهای گرشاسب علاءالدوله (امیر زاده علی گرشاسب )و دختری به نام «عطا خاتون»در ارتباط مستقیم است.

          هنگامی که این دو فرزند مقطع،به بلوغ رسیدند،ملکشاه آنها را به نزد خویش خواند و پسر را یعنی علی گرشاسب را سر آمد امرا کرد و ملکه خاتون را به عقد فرزند خود محمود در آورد.

که حاصل ازدواج فوق به نام علاءالدوله عطا خان به علت کشته شدن در حین دورۀ فطرتی که پس از ملکشاه پیش آمده بود،نتوانست اسم و رسمی به هم برساند .

از سوی دیگر سلطان سنجر فرزند گرشاسب ثانی را که در جنگ قطوان با اغزها به قوت رسیده بود را منتخب مسند پدرش کرد،ولی خود این قائم مقام به نام امیر فرامرز در جنگ با اغزها،در رکاب سلطان سنجر به قتل رسید. و چون فرامرز را فرزند پسر نبود ،ناچاراً سنجر دختران او را به همراهی اتابکی به نام رکن الدین به سوی یزد گسیل داشت.این اتابک ،مدت چهل سال بر مسند خود باقی ماند و تا سال 590 ه.ق گویا بر دارالعباده حاکم بوده است.و خود نیز بانی کارهای عام المنفعه کثیری بوده که یکی از آنها «مدرسه اتابک»بود که تا عهد صفویه در منابع پابرجا عنوان گردیده است.

لازم به ذکر است که مسجد جامع قدیم یزد،در زمان اتابکی او توسط دختران امیر فیروز که هر دو از ساعیان این راه بودند ،صورت پذیرفت. منتها کم کم حاکمان ثابت یزد ،همین اتابک و فرزندانش شدند و کار از کف دختر زادگان کاکویی خارج گردید ،و صحنه گردان ولایت سلسله اتابکان گردیدند.

در پایان برای استفاده بیشتر با ترسیم جدول خاندانی حکمرانان کاکویه ،برطیبق برخی منابع ،ذکر می گردند:

سلسله نسب حكمرانان كاكويي

از سال 51-1008/443-398حكمرانان مستقل،و از آن به بعد تابع سلاطين سلجوقي گرديدند.

   علائ الدوله محمد بن دشمنزيار 1008/398

   ابومنصور فرامرز(در اصفهان)51-1041/43-433

   ابوكاليجار گرشاسب اول در همدان و نهاوند1048-1041/440-433

   ابو منصور علي در يزد1095-؟/488-؟

   ابوكاليجار گرشاسب دوم در يزد1119-1095-513-488