بانیان مسجد جامع یزد
بانیان مسجد جامع یزد
مسجد جامع یزد یکی از بزرگترین مساجد ایران می باشد ،که فرمان ایجاد اولیه بنای کنونی طبق نظر صاحب نظران و مدارک موجود در عهد ایلخانی بوده،و در دوره های بعد از آن گسترش یافته و تعمیر و تزئین و تجدید ساخت شده است.
امروزه با دقت نظر کافی بخش های مختلف ایلخانی،تیموری،صفوی،قاجاری و حتی قبل از این دوران و همچنین تعمیرات اخیر آن از هم شناخته می شوند. بر اساس منابع تاریخی و کاوش های باستان شناسی،مسجد دورۀ ایلخانی،در کنار بقایای مسجد عهد سلجوقی که توسط گرشاسب بن فرامرز علاءالدوله کالنجار (کالیجار )از دودمان آل بویه (کاکویان )ساخته شده بود،بنا گردیده است.
بنا برروایات تاریخی اولین حاکم کاکویی یزد که از اصفهان عازم شد،به نام علاءالدوله کالنجار مسجد را به جای آتشکده با آثار باقی ماندۀ آن که از عهد ساسانیان بود،ساخته شده است .
دختران فرامرزبن علی گرشاسب،که به واسطۀ بخشیده شدن حکومت یزد به آنها پس از پدر با اتابکان خود عازم یزد می شوند،بانی و ایجاد کنندۀ گوشه هایی از مسجد بودند،زیرا خانه ای را به مسجد افزوده و بنای گنبد داری را برای دفن خود ساختند. سر انجام در عهد مغول غرفه هایی برای مسجد جامع شد،و این بنای جدید تا قرن نهم بر پا بود،در حدود 728 ه. ق (724)سید رکن الدین الحسینی یزدی،در مجاورت مسجد دورۀ سلجوقی مقداری زمین خریداری کرده و به مسجد سابق افزوده و بنای کنونی را بنیاد نهاد.
اما خود سیدرکن الدین را عمر کفاف نداد ،که ساختمان مسجد را تکمیل کند و بر حسب وصیت او،مولانا شرف الدین علی یزدی نامی،مامور اتمام ساخت گنبد مسجد جامع شد. مولانا شرف هم به سر کاری مولانا عفیف الدین ساختمان گنبد را به پایان رساندند. سید رکن الدین در موقوفات خود که وقف نامۀ آن یا جامع الخیرات موجود است و در آن از وقفیات این مسجد صحبت به میان آورده است.
بعد از این تاریخ خواجه غیاث الدین عقیل شبستانی در غرب ساختمان به گنبد افزود ، و در سال 727 ه. ق شاه یحیی آخرین حکمران مظفری قرینۀ شبستان مذکور را به سمت دیگر ایوان بنا نهاد،آن هم به واسطۀ وقفیات مسجد و اموال شخصی خود به سر کاری ضیاءالدین محمد معمار،و به سال 809 ه.ق خواجه جلال الدین محمود خوارزمی که به مباشری یزد آمده بود، گوشه ای از کاشی کاری مسجد در صُفه را اتمام،و محرابی مرمرین در مسجد نهاد،پايابي حفر کرد و پنجره ای آهنین برآن نهاد.
در سال 819 ه.ق شاه نظام کرمانی،بخش های باقی ماندۀ مسجد را کاشیکاری کرد،و کتیبه ای به نام و القاب شاهرخ بهادر خان بر درگاه مسجد نصب نمودند . ضمناًشاه نظام ویرانه های سمت راست مسجد را به جماعت خانه مبدل کرد،و درگاهی جنب آن ساخت. وضمناً کاروانسرای ریسمان فروشان که روبرروی درب بزرگ مسجد بود به صحن مسجد افزود و حوض و چاه آب سردی احداث کرد.
به سال 836 ه. ق امیر جلال الدین چخماق شامی و همسرش به نام بی بی فاطمه خاتون،سطح مسجد را سنگ مرمر کرده،دو ستون چپ و راست ایوان را کاشی معرق کردند، همین امیر و همسرخیرش به جای منبر چوبین قدیمی مسجد منبر آجری منقش پدید آوردند.خواجه معین الدین میبدی از وزرای تیموری، نیز در امر مسجد مداخله کرده، ویرانه های جماعت خانۀ شاه نظام را که در حال خرابی بود،مرمت نمود.به سال 861 ه.ق امیر نظام الدین حاجی قنبر جهانشاهی حاکم یزد،القاب پادشاه زمان میرزا جهان شاه را به خط شمس الدین شاه،خطاط نمونه زمان بر کاشی معرق و زیر کتیبۀ شاه نظام کرمانی بر سردر مسجد ثبت کرد.
درعهد شاه طهماسب صفوی (985-930ه.ق) جمال الدین محمد مشهور به مهتر جمال بر بالای سر درورودی مسجد،دو منار مرتفع ساخت ،و قبه ای بالای قبۀ مقصور بنا کرد. در ادامۀ دورۀ صفویه و به هنگام تولیت مولانا عبد الهی و مولا نا شهاب الدین عبدالله خلف مسجد در وضعیت مناسبی قرار گرفت.
در عهد قاجار،و به سال 1240 ه. ق شاهزاده محمد ولی میرزا در جانب شمال غرب صحن ، شبستان بزرگ ستوندار و در سه ضلع صحن،رواقی طاقدار با پوشش گنبدی بنا نهاد. در سال 1334 هم با تشکیل هیأت حامیان مسجد جامع کبیر،که تشکیل شده از افرادی علاقه مند بود،تعمیراتی در مسجد انجام شد و همچنین کتابخانه بر آن اضافه شد.
این مسجد به سال 841 ه ق به اتمام رسیده است، و از نظر اعتبار پس از مسجد جامع شهر می باشد در عهد ساخته شدن نیز این مسجد و ابنیۀ اطراف آن باعث ترقی محلۀ اطراف آن بود.در آن دوران مسجد مذکورخارج از شهر بود،که تا دورۀ محمد شاه با وجود حصار شهر که هنوز پا برجابود،این مسئله به نظر می رسید،این مطلب در کتابچۀ موقوفات یزد نوشتۀ عبدالوهاب طراز ذکر گردیده است.
مسجد در دوران اولیه رونق غریبی داشت،حفاظ خوش الحان به تلاوت مشغول بودند،و نمازهای پنج گانه به انجام می رسید.سورۀمسجد به خط مولانای اعظم شمس الدین محمد شاه حکیم که یاقوت عهد خود بودکتابت شده،لازم به ذکر است اتمام مسجد به وسیلۀحرم امیر به نام فاطمه خاتون بوده است.
آنچه امروز به نام میدان امیر چغماق مرکز شهر را در بر می گیرد،و نامش در جامع مفیدی آمده از ابنیۀ این خاندان فعال بود آنها در جنب مسجد تشکیل مجموعه ای را دادند،که در سال 841 صورت گرفت،وشامل خانقاه و صفه های چهار گانه و حوض های بزرگ بود،که از آب خیر آباد (دهوک)سرریز و مورد مصرف مردم بود. در وصف ساختۀ امیرجلال الدین و همسرش،کاتب تاریخ یزد شعری سروده است این شعر ضمن معرفی اجمالی و ستایش سازندگان آن ،تاریخ اتمام را هم در بر دارد.
این عمارت ملک را هم رفعتست و هم صفا گر تفاخر میکند وقتست بر اوج سما
مصر جامع شد از این جامع،سواد شهر یزد مکه کو تا کعبۀدیگر ببیند از صفا
مسکن خیر و عبادت منزل علم و ورع باعث عجز و تضرع مانع خوف ورجا
میکند هر دم بخاک خطۀ او افتخار ملک و دین و دولت از روی دل و صدق و صفا
هست محرابش دعای قبلۀ چون آسمان کاندر آن محراب در یابد اجابات دعا
هشتصد و چهل ویک از هجرت این را ساخت عصمت دنیا و دین خاتون گردون اقتدا
یکی دیگر از کارهای مهم و خیر امیر چقماق شاهی ،عمارت و احیاء آب دهوک مشهور به خیر آباد ،که مالکان آنرا به جلال فروخته و او با عمارت آن ،آب زیادی از آن استخراج کرد،آن آب تا مجموعۀ امیر چقماق هدایت گردید. سپس با گذر از کوچۀاهروک ،به قلعۀ شهر رسیده در مسجد جامع هم با مصنعه اي بهره برداری مردم را امکان پذیر کرد.
چاه آب سرد نزدیک مسجد میر چقماق ،از استحداثات دیگر امیر بود ،که منقش به جواهرات گردیده بود والقاب پادشاه بزرگ تیموری شاهرخ بر آن کتابت شده بود.